نهاد پادشاهی و نهاد مذهب به عنوان اصلی ترين ارگان های کنترل و حذف مطالب مکتوب، و گاه شفاهی، شناخته شده اند. اينان البته به حذف کلام و سخن، و حبس نويسنده و گوينده بسنده نکرده اند، گاه نويسنده و گوينده را پوست کنده اند، گاه زبان شان بريده اند، گاه دهان آنان دوخته اند، و گاه جان شان ربوده اند ... [
ادامه مطلب]
هنگامی که دستگيریﮬای پس از انقلاب اسلامی آغاز شد، فرخرو پارسای در لندن بود. محمدجواد باهنر، محمد بهشتی و شيخ محمد مفتح که از مشاوران "خانم وزير" بودند، اينک در شمار دست درکاران رژيم جديد قرار داشتند. اين نه بختی برای فرخرو پارسای که چه بسا بدشانسی وی بود. به نوشته منصوره پيرنيا "اين سه تن هر کدام نقاط ضعف و پرونده جيرهخواریشان در نزد خانم پارسای موجود بود و بايد به هر شکل که ممکن بود او را از ميان بر میداشتند... در پرونده شيخ مفتح عکسی بود که او را در حال تعظيم تمامقد به دکتر پارسای نشان میداد." ... [
ادامه مطلب]
ما در تمام سال های حيات حکومت جمهوری اسلامی، هيچ سالی را بدون سرکوب و مرگ سپری نکرده ايم. اما قتل های سياسی در سال ۱۳۷۷ ابعاد خشونت در قتل فروهرها و ربودن و کشتن محمد مختاری و محمد جعفر پوينده نشان دهنده شيوه جديدی از يورش سازمان يافته به نويسندگان و فعالان سياسی و اجتماعی بود ... [
ادامه مطلب]
ما در اين مقاله نشان خواهيم داد، که مدعای آقای گنجی در باره مولانا و ابياتِ نقل شده از او نادرست است، و کفارِ مورد نظر شاعر، به "مخالفان-کفار"ِ مورد نظر آقای گنجی ربطی ندارد. نشان خواهيم داد، که مولانا، حتی در نگاه "کفار" و "مخالفان"، شاعرِ متعصب و مفتی سنگدلی نيست که آقای گنجی سعی دارد با گزينش برخی ابيات، تصوير مهيب و ترسناکی از او بسازد و در معرضِ ديدِ خوانندگانِ بی اطلاع قرار دهد ... [
ادامه مطلب]
با توجه به نوشتههای لئو تولستوی دربارهی سرپيچی در برابر دولت و قدرت، میتوان او را يکی از پايه گذاران تفکر نافرمانی مسالمتآميز دانست که تاثير بسيار زيادی بر متفکران و مبارزان نافرمانی مدنی پس از خود و بهخصوص مهاتما گاندی داشته است ... [
ادامه مطلب]
ضديت با آمريکا ملغمه ای است که در آن دلايل گوناگون و اغلب متضاد با يکديگر به همنشينی مسالمت آميز مشغولند. چپ ها دموکراسی آمريکائی را به دموکراسی بورژوائی تعبير می کنند و آن را فريب توده های زحمت کش می دانند. آزادی های اجتماعی آمريکا را آزادی چپاول و استثمار می خوانند و سيستم اقتصادی آن را سيستمی ضد طبقه کارگر می شمارند. اسلاميست ها اما دموکراسی آمريکائی را ديکتاتوری اقليت می نامند، آزادی هايش را بی بند و باری و فحشا می دانند و اقتصادش را برساخته بر مبنای رباخواری ديده و آن را حرامخواری می خوانند. مليون هم اين وسط سرگردانند ... [
ادامه مطلب]
وقتی که از بیرنگیِ تکرارِ مضامين روزانه، به خانه باز میآيم و درِ اين صندوقچهی راز را باز میکنم- گهگاه- با دستانی پُر به رويم لبخند میزند. با دستانی از: «بخارا»، «دفتر هنر»، «نگاه نو»، «گيلهوا» و کتابهای ارجمندی که در هوايشان بال میزنم. در اين ميان- بی هيچ مجاملهيی- گيلهوا بوی ويژهيی دارد. بويی که مرا تا خاطرههای دور، تا لحظههای پرشور میبَرَد ... [
ادامه مطلب]